(شاید پست امروز من طولانی باشد اما به گمان من ارزش یک بار خواند را دارد.)
«در نظام مورد نظر من و نظام برخاسته از آن انقلاب باشکوه، وجود کهریزک ننگ است و نه افشای آن. قانون اساسی آن سند سرکوب نیست، بلکه خونبهای شهیدان و محصول رأی مردم و سند حقوق و آزادیهای شهروندان است و اجرای اصل ۲۷ و دیگر اصول حقوق بشری آن در آزادی اجتماعات و احزاب و مطبوعات و انتخابات و نیز در ممنوعیت شکنجه و محکومیت حکم اعدام شهروندان بدون طی مراحل دادرسی عادلانه، استقلال کشور، یکپارچگی سرزمینی و منافع ملی را تأمین می کند».مصطفی تاجزاده
پروفسور سوروکین،از انقلابیون انقلاب اکتبر روسیه ،زمانیکه توسط بلشویک ها به جرم ضد انقلابی بودن در زندان بود می نویسد:»آیا هیچیک از ما در آن ایامی که وسائل انقلاب را فراهم می کردیم و از شروع شدن آن خوشحال بودیم ،می توانستیم تصور این را بکنیم که روزگاری خودمان به وسیله دولت انقلابی بازداشت خواهیم شد؟«(1)
و اما قصد من از این نوشته که با چنین مقدمه ای شروع شد: سوال همیشگی من از خودم که گمان می کنم تا حدی به پاسخ آن دست یافته باشم این است:همیشه این سوال در ذهن من وجود داشت که چطور می شود که یک حرکت همگانی دچار چنین انحرافاتی شود و کسی نتواند جلوی آن را بگیرد.شاید مقایسه انقلاب ها با یکدیگر کار درستی نباشد اما وقتی می بینم که نتیجه آنها به یک چیز ختم می شود،و انحراف از آرمانها و اصول آن که مردمان برای آن انقلاب کردند،به راحتی تغییر شکل می یابند،من را به این نتیجه می رساند که عامل مشترکی در همه آنها وجود دارد.شاید بنا بر گفته مصطفی تاجزاده بخشی از این انحرافات به گردن انقلابیون است! که نه به واسطه عمل کردنشان که چه بسا به دلیل عمل نکردن و سکوت کردن به آن دچار شده اند اما این به نظر من تنها دلیل آن نیست.مگر انقلاب را یک تعدادی انقلابی به وجود اورده اند که در نهایت تمام مشکلات متوجه آنها باشد؟بدون مقدمه و ذکر عوامل بسیار دیگر ازجمله:میل به قدرت،نادانی و نابخردی و در قبال آن سوء استفاده عده ای در امر حاکمیت،بر این عقیده ام که نقش مردم بسیار اساسی تر و کلیدی تر از آنچه است که گمان می کنیم.شاید اگر همان مردمی که انقلاب کرده بودند بعد از پیروزی هم همچنان مراقب آن می بودند،آن را رها نکرده و با هر اقدام انحرافی به فراخور آن اقدام می کردند،شرایط امروز به جا نمی رسید که باز هم گفته شود»پدر،مادر،ما متهمیم»!شاید اگر مردم ما آگاه بودند به آنچه که در اطرافشان می گذشت،همان حساسیت ها را نسبت به وقایع داشتند که قبلاً می داشتند اوضاع به گونه ای دیگر رقم می خورد.بر سر هر موضوع که می روم در نهایت به این نکته کلیدی می رسم که «آگاهی»همیشه و همه وقت حرف اول را می زند.آگاهی نسبت به همه چیز…انچه هستند،آنچه می خواهند شود…آنچه که خواهان تغییر آن اند و آنچه که می توانند باشند و داشته باشند.
مدت ها پیش در پستی در باب مقابله با استبداد نکاتی را از «کواکبی»اندیشمند ایرانی مبارز در دوران استبداد ترکان عثمانی(2) نوشته بودم.او در نظراتش دررابطه با استبداد 3مرحله را ذکر کرده بود که به فراخور زمان آن روزها من 2مرحله ابتدایی را ذکر کردم،اما امروز بر این اعتقادم که از هم اکنون می بایست به فکر آینده بود،تا روز به ثمر نشستن حرکت سبزمان،دست پر تر از هر زمان آزادیخواهی دیگر مردمان این سرزمین،باشیم.
به اختصار دو مرحله اول را ذکر می کنم،تا به مقصد اصلی ام بپردازم:مرحله اول این بیان شده بود که تا زمانی که استبداد و آزادی درد همه مردم نشود،هیچ مبارزه ای بر علیه استبداد به ثمر نخواهد نشست،پس قدم اول این است که آزادی درد مشترک همه شود؛که در آنجا تشکیل هسته ها و گروههای دوستی،خویشاوندی و ….پیشنهاد شده بود و مرحله دوم این بود که در مبارزه با استبداد می بایست روشی غیرخشونت امیز پی گرفته شود، کواکبی در قاعده دوم مقابله با استبداد را با سختی و شدت عمل نفی کرده ،شیوه ملایمت را توصیه می کند..او معتقد است که مقاومت شدید ممکن است موجد فتنه شده،به هلاکت مردمان منجر گردد؛
کواکبی قاعده سوم را چنین عنوان می کند که :در مقبال مبارزه با استبداد،آزادیخواهان می بایستی به آنچه که می خواهند دست یابند نیز باید فکر کنند و مبانی آن را از قبل تبیین نمایند.این امر شاید امروزه تئوری پردازی نام بگیرد،شاید راهکار اندیشی و نام های مختلف اما آنچه که مشخص و واضح است :»تبیین و شناسنامه دار کردن آن است»..در رابطه با این راه سبز نیز اینگونه است همه ما برای نیل و حصول آزادی با این حرکت سبز همراه شده ایم،برای برابری در حقوق شهروندی و هزران هدف مشابه ، آزادی و برابری روح اصلی حاکم بر خواسته های ما را تشکیل می دهد،در عین اینکه طیف متنوع و متکثر از آراء آن را می جویند و هرکدام تعریف مخصوص به خود را دارند.اما نکته قابل توجه و مرتبط با بحث این است که کدامیک از ما به دقت تعریف آزادی و یا برابری را می دانیم؟از قوانین سایر ملل در این رابطه اطلاع داریم؟چگونگی اجرای آن را می دانیم؟و یا ازچیستی و چگونگی آن مطلعیم؟من بر این اعتقادم امروز علاوه بر دو مرحله اول که در حال انجام دادن آن میباشیم،امروززمان آن است که در جمع های هسته ای خودمان،به این مباحث هم بپردازیم.من به شخصه اعتقاد دارم امروز دیگر می بایست نه فقط به آنچه که نمی خواهیم ،بلکه به آنچه هم که می خواهیم می بایست با فراست بیشتری نگاه کنیم.همراه با آگاهی بخشیدن سایر مردمان که از ابتدایی ترین وقایعی که گذشته خبر ندارند و یا در غفلت به سر می برند،در جمع خودمان سطح خرد جمعی سبز را نیز بالا ببریم.اگر می گوییم مرگ بر دیکتاتور،بگوییم درود بر آزادی …آزادی ای که می شناسیمش و قواعد آن را می دانیم وبه آنها که به میل سیاست حاکم شعار می دهند «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» بگوییم «آزادی هم حق مسلم توست». ما از اکنون باید به آنچه که می خواهیم باید بپردازیم،آنها را برای خود تعریف کنیم،راجع به آن بحث کنیم،مشارکت کنیم،فرهنگ پذیرش تنوع آرا را تمرین کنیم،فرهنگ گفتگو را که هیچ کداممان بلد نیستیم .البته نه به دلیل ضعف خودمان که ساختاری که در ان پرورانده شدیم اجازه چنین تربیتی را به ما نداد.ما جامعه ای مبتنی بر آزادی و برابری می خواهیم،پس باید بشناسیمش.تمرینش کنیم.اصول و قواعد ان را بدانیم،اکنون باید آنچه را که می خواهیم نیز بدانیم؛نه تنها آنچه را که نمی خواهیم…بدانیم وبیاموزیم و به هم یاد دهیم.تعمیق بخشیدن به آنچه خواستار آنیم نیاز امروز ماست.توکویل در این رابطه سخن شیوایی دارد،او می گوید:
«هیچ چیز بیش از یادگیری آزادی دشوار نیست،استبداد چنین نیست.استبداد اغلب خود را عامل ترمیم همه بدی هایی که تحمل شده است، می نمایاند،تکیه گاه حقوق واقعی،حمایت از ستمدیدگان و پایه گذاری نظم است.مردم در آغوش پیشرفت زودگذری که استبداد پدید می آورد به خواب می روند و هنگامی که بیدار می شوند که بینوایانند.آزادی ،برعکس،نوعاً در میان توفان ها زاده می شود،به سختی در میان ناهماهنگی های مدنی پایدار می شود و تنها هنگامی که سالخورده شد،می توان به نیکی هایش پی برد.» (3)
پی نوشت:
*یک روزی قدم اول در این راه را تشکیل هسته ها و گروههای کوچک دوستی و فامیلی را پیشنهاد داده بودم و امروز بر این اعتقادم قدم دوم را بایست برداریم،تعمیق خواسته ها.بدانیم چه می خواهیم.
1) اوراق خونین انقلاب اکتبر،سوروکین،آ؛ترجمه:مستوفی،هوشنگ؛انتشارات شرکت سهامی انتشار،1362.
2)اندیشه های سیاسی در ایران و اسلام، دکتر قادری حاتم،انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت
3)شهروند و تاریخ اندیشه غرب،گای،ماری؛نشر فرزان،1388
دیدگاهها
زهرا خانم سلام
آدرس وبلاگ جديدم در بلاگ اسپات رو براتون گذاشتم
خوشحال ميشم يه سري بزنيد