نمی دانم تا حالا براتون پیش آمده که دوست داشته باشید با دوستی حرف بزنید اما هیچ دسترسی ای بهش نداشته باشید؟یا اگر هم راهی وجود داشته باشه آنقدر حرف برای گفتن داشته باشید که ندونید از کدامش و چه جوری شروع کنید تا در مدت زمانی که در اختیار تو نیست ،تمام حرفهاتو زده باشی و تمام حرفهاشو شنیده باشی و آخر سر…
این جور موقع هاست که اهمیت حرف زدن،گفتگو،شنیدن و کلاً تمام افعالی در این دسته اعمال، برایت اهمیت پیدا می کنه!نقشش برجسته تر می شه و به این نتیجه می رسی کاش بیشتر فرصت بود و کاش بیشتر می تونستی حرف بزنی.
هرچند خود من آدمی هستم که زیاد اهل حرف زدن نیستم و اکثر اوقات آرام و ساکت ،حرف زدن بقیه را نگاه می کنم و بعضی مواقع گوش میدهم،اما در مواردی که ببینم حرف زدن ویا ایجاد فضای گفتگو می تواند نتایج مثبت را با خودش به همراه داشته باشه،حتماً این کار را می کنم و این روزها به این نتیجه رسیدم که حرف زدن و ایجاد چنین فضایی در بین گروهها و هسته های کوچکی که تشکیل دادیم و یا تعدادی از ما انشاءالله قرار است که تشکیل بدهیم چقدر لازم و ضروری است.به این اعتقاد رسیده ام که اگر می خواهیم حرکتی را که آغاز کردیم،به سرانجامی نیکو برسانیم،نتیجه اش در نهایت آنی شود که بتواند همه آراء و اندیشه های این راه آغاز شده را تامین کند،گفتگو و نقد حتی اگر تصور می کنیم مسئله ای بسیار پیش پا افتاده را برای صحبت انتخاب کرده ایم،حتی اگر گمان می کنیم مسئله مهمی نباشد،یگانه راه تامین سلامتی و صحت این راه،همین است.فضای گفتگو و نقد،اندیشه ها را بارور می کند،هر سخن و اندیشه ای هرچند ساده از سوی هر یک از ما در چنین جمع هایی منجر به ایجاد جرقه ای در ذهن دیگری می شود و با امتداد و پیگیری این جلسات گفتگو،نه تنها نتایج مبارکی از این جمع ها به دست می آید،که سطح خرد و یا حتی خواسته ها را به نحوی منطقی تغییر داده و چه بسا حتی فزونی می بخشد.حال که امروز و در این شرایط،جامعه بستر چنین فضایی را برای ما فراهم نمی کند،چرا ما خود آن را به وجود نیاوریم؟که قطعاً می توانیم.جلسات و مهمانی های ساده کوچک هفتگی،برگزاری مراسم های مذهبی ،آن دوستانی که در این زمینه فعال هستند،جلسات شعرخوانی ومثنوی خوانی و ده ها بهانه کوچک و بزرگ برای دور هم جمع شدن و انتقال اطلاعات و نظرات ،مطرح کردن و مباحثه بر روی مسائل جدید که در پیشبرد اهداف سبز موثر هستند.
در این حرکت آغاز شده هیچ کس نباید خود را دست کم بگیرد،و هر کس بنا به توانایی ای که در هر زمینه در خود احساس می کند،می تواند در بالندگی و رشد این حرکت آغاز شده به ایفای نقش بپردازد.از گفتگو ،طرح مباحث جدید ،مواجه با آراء کاملاً متفاوت که همگی در این راه با هم ،همقدم شده ایم،نهراسیم.حسن گفتگو در این است که اشتراکات را تقویت می بخشد،نظرات را اصلاح می کند واندیشه ها را بارور می کند و باروری اندیشه یعنی خلق دنیایی نو،تعاریفی نو و شرایطی نو.گفتگو و ایجاد ان را یاد نگرفتیم،اما از اکنون که می توانیم آن را یاد بگیریم،تجربه کنیم،لذت ببیریم از اینکه متفاوت می اندیشیم اما در کنار یکدیگر هستیم.
اکنون که عزیزانی را در خاک نشان دار کردیم،دوستانمان را در بند یافته ایم،ما که این بیرون نشسته ایم نکند که پریشان احوال و ناراحت،تنها نظاره گر باشیم!همین حداقل کارها،در زمان خود،آنگاه که این حرکت به ثمر نشست،خود گواه خواهد شد که تا چه میزان مفید و اثر بخش بوده اند.ما سبز بودن را برگزیدیم پس آن را با قدم های پیوسته و قاطع خود بپیماییم.از همین لحظه شروع کنیم.
ما در آینده به نتایج این مباحثات،هم اندیشی ها،تفکرات و اندیشه ها نیاز خواهیم داشت.
دیدگاهها
زيبا و درست بيان كرديد ،كاملاً موافقم
are goli hezaran hezar bar in jav baram pish umade, mikham harf bezanam ama enghadr vase goftandaram ke nemidunam az kodum shuru konam.
moafagh bashi tu in harkate ghashng.
zahrrrrrrrrrrrrraaaaaaaaaaaaaaa, kheili deltange ghadimam, ruzaye khub hamishe zud migzare, ruzhaee ke hata ghamo ghosehash va geryehasham aziz budan.
sakht deltangam.
chera zaman be aghab bar nemigarde????
zahraaaaaaa daghunam.:((
من هم همینطور مهتاب جون…دلتنگی برای روزهایی که با دوستان سپری می شد،سخت ترین دلتگی های عالم اند…
سلام..خوشحالم که هنوز هستی…مطالبت مثل همیشه عالیه…موفق باشی.
سلام دوست عزیز
من هر کار کردم نتونستم به وب شما بیام،حتی با فیلتر شکن!دوست دارم نوشته های روزنامه نگارانه تون را بخونم اما…
اگر ادرس جدید درست کردید حتماً به من خبر بدید….ممنون
دیدگاهت عالی بود..
سلام دوست عزیزم
اگه علاقمند به مطالب روانشناسی هستی و ازپست جدید سایت سلامت روان دیدن نفرمودید ، در وب زیر منتظرحضور گرمتون هستم و پیشاپیش ازاظهارنظردوستانه اتان، صمیمانه سپاسگزارم.
با تشکر و تقدیم احترام – احمد فلاح
http://www.affa110.blogfa.com