مخدره فراموشی!

این چند وقت،به دلیل انبوه مشغله های فراوانی که دعا می کنم نصیب هیچ یک از شما نشود، ،کمتر وقت می گذارم به خواندن سایتها و خبرگزاریها،گه گداری به وب ها سر می زنم و می خوانم و اگر فرصتی دست دهد مقاله ای.ساعات روشنایی روز کفاف انبوه کارهای من را نمی دهد و معمولاً تا سحر بیدارم و بعد از نماز صبح می خوابم و به نظرم آمد سکوت شب بهترین زمان برای فکر کردن است  که قطعاً فکرکردن به عزیزان دربند که نمی دانیم در چه حالی اند، فکر کردن راجع به آینده این سرزمین،و فکر کردن به آنچه که تا بحال اتفاق افتاده بخشی از آن است.

در این ایام به حسب آنچه که دیدم وبه آنها فکر کردم،فهمیدم که می شود زندگی کرد و همه چیز را فراموش!دیدم اگر نخواهی خودت را درگیر کنی،احوال زمانه را جویا شوی،از وقایع و اتفاقاتی که در اطرافت می گذرد مطلع شوی ؛آن وقت است که فراموشی مثل یک ماده مخدره آنچنان راحت و بی سر و صدا در جانت نفوذ می کند  که بی سر و صدا تو را هم به خواب فرو می برد.

روزگاری که نه مطبوعات آزاد در آن وجود دارد،نه رسانه صوتی و تصویری مستقل،و در نتیجه هیچ گونه جریان آزاد اخبار و اطلاعات آن وقت است که اگر یک لحظه سعی کنی فارغ بال از زمانه زندگی کنی،خود به دنبال اخبار صحیح نروی ؛آن وقت بلایی بر سرت می آید که امروز در سایر مردمان آسوده خاطر از همه این شرایط نا همگون ،مده است.می بینی که چه راحت در پاسخ به نگرانی های تو می گویند:تو زیادی سخت می گیری،همه چیزآنقدر ها که تو فکر می کنی بد نیست .گمان می کنم من هم اگر تنها منبع خبری ام تلویزیون و اوج آزاد اندیشی اش 20:30 باشد،غیر از این نمی توان از من انتظار داشت و می بینم اگر ما نیز غفلت کنیم نه تنها خود که جامعه هم نسبت به این همه درد،خنثی خواهد شد.

هرچند ما وبلاگ نویس ها در حال حاضر درشمار این گروه از آدم ها قرار نمی گیریم،چرا که به واسطه همین دغدغه می نویسیمو با اطلاع از تمامی جوانب وآینده آن،اما به صورت عام مگر چند درصد مردم اهل وب خواندن هستند؟و یا اصلاً ازبین سایر دوستان سبزمان چند درصد همچنان مثل سابق اخبار را دنبال می کنند و و اصلاً فرصت این کار را پیدا می کنند (با وجود اینکه تمایل یه این کار دارند)؟قصدم از نوشتن این پست تکرار حرفهای گذشته و یا دیگران نیست که از عدم وجود یک رسانه فراگیر سخن می گویند و لزوم آن را گوشزد می کنند؛که آن هم قطعاً سخنی به جاست اما می خواهم یک یادآوری کوچک بکنم نسبت به انچه که سال گذشته در چنین روزهایی انجام می دادیم.خلاقیت ها و ابتکارات رنگارنگی که نه تنها موجب شادابی و طراوت و تزریق امید نیرو در سبزها می شد که به مدد آن ها اطلاع رسانی به صورت فراگیر انجام می شد.بلوتوث فیلم ها،ساخت کلیپ (که به نظرم این مورد فوق العاده روحیه بخش بود)،پخش بیانیه ها و اطلاع رسانی ها.آن روزها به واقع هر کدام از ما به عنوان یک جنبش کار می کرد،که اگر این احساس وظیفه ها نبود،هیچ وقت آن راهپیمایی های میلیونی شکل نمی گرفت و …. .

گمان می کنم آن احساس در تعدادی از ما فرو خفته،تعدادی سردرگم از آنچه که باید انجام بدهند و یا دلسرد از آنچه که انجام می دهند ،شده اند؛اما این یادمان باشد تا زمانی که ما یک زندانی در زندان ها داریم می بایست ادامه دهیم…این راهی است که برگزیدیم شایسته نیست در نیمه راه دوستانمان را تنها بگذاریم…گمان می کنم اگر هر یک ما فقط و فقط به همین یک گزینه فکر کند،تکلیفش با خود و هدفی که برگزیده روشن خواهد شد.آن روزها که یادمان هست چه می گفتیم:

«نترسید،نترسید،ما همه با هم هستیم»….

ما هنوز همه با هستیم…با آنها که در زندان اند….با عزیزانی که دلبندشان را به آغوش خاک سپردند... این را هرگز فراموش نکنیم….هنوز هم هر یک از ما برای خودش یک جنبش است...هر آنچه که می دانیم درست است و در پیشبرد هدف سبزمان راهگشاست انجام دهیم هرچند کوچک…حتی نوشتن یک سخن امیدوار کننده ،و پخش کردن آن برای 5نفر…!

دیدگاهی بفرستید یا یک دنبالک بگذارید: آدرس دنبالک.

دیدگاه‌ها

  • علی رزاقی بهار  در ژوئیه 5, 2010 در 3:42 ب.ظ.

    سلام بر دوست عزیزم
    همیشه موفق باشی
    به روزم

  • MAHTAB  در ژوئیه 5, 2010 در 7:54 ب.ظ.

    zahra miduni in tike akharo khub umadi.
    zahra nafse khastane taghir tu vujude hame hast hanuz ama ye tarse ke az favarane un jologiri mikone, zahra vaghti madar bozorge 84 sale man mige age hame bekhan age hame poshte ham bashan unvaght mishe inaro sar…goon kard be in iman peyda mikonam ke shoare “نترسید،نترسید،ما همه با هم هستیم”…. hanuz ham jarie.
    zahra in eyne jomleye madar bozorge 84 saleye mane ke emruz behem goft.

  • MAHTAB  در ژوئیه 5, 2010 در 7:56 ب.ظ.

    zahraaaaaaaaaaaaaaa koli vasat neveshtam ama sabt nashod.
    khob hala faghat natijeye poste sabt nashodamo vasat minevisam: نترسید،نترسید،ما همه با هم هستیم”….
    in shpar hanuz zende ast.

  • MAHTAB  در ژوئیه 5, 2010 در 7:57 ب.ظ.

    zahra be dalayeli ke ghablan goftam jabe ja shodam be in adres bia pisham, zoooooooooooodddddddd
    http://rosane.bloghaa.com/

  • حامد  در ژوئیه 7, 2010 در 9:02 ق.ظ.

    زهرا خانم سلام
    حق با شماست
    سال گذشته با امسال از هر نظر فرق ميكنه.مردم حال و حوصله سياست رو ندارند و سياست گريزي در بين مردم و جوانان بيشتر شده.چه كسي حوصله كهريزكي شدن رو داره اونم در اين فضاي فراموش شدن از طرف مردم.بخصوص كساني مثل من و شما و دهها نفر سبز گمنام ديگه كه اگه بلايي هم سرمون بياد فقط خانوادمون و شايد چند نفر از دوستانمون بفهمند.تعداد وبلاگ نويسان سبز هر روز كمتر ميشه و به قول شما اوج آزاد اندیشی اش برخي از مرده 20:30 شده
    ديروز مصاحبه مادر آقای نجاتی کارگر رو ميخوندم كه ميگفت:تلویزیون ایران در گزارشی که ماه ها پیش در برنامه خبری ۲۰.۳۰ پخش شد، فهرست منتشر شده در سایت نوروز را نادرست خواند و از جمله به نام احمد نجاتی کارگر اشاره کرد.
    گزارشگر برنامه گفت که دو گروه خبری پیگیر ماجرای احمد نجاتی کارگر شدند که یکی از آنها به قطعه ۲۱۳ بهشت زهرا رفت.
    دوربین سنگ قبر شماره ۳۵ ردیف ۱۵ قطعه ۲۱۳ را نشان می دهد و گزارشگر هم می گوید که روی این سنگ نام مهدی اکبر نجاتی کارگر حک شده که در سال ۱۳۸۱ یعنی هفت سال قبل فوت شده است. البته گزارشگر به تابلوی کوچکی که بالای آن قبر دیده می شده که نام احمد نجاتی کارگر روی آن نوشته شده هم اشاره می کند.
    در ادامه این گزارش آمده که گروه دوم به وبلاگی برمی خورند که نویسنده آن احمد نجاتی کارگر است و وبلاگش را با این مطلب به روز کرده که با دیدن اسمش در لیست سایت نوروز چشمانش از تعجب از حدقه درآمده است.
    خانم محمدی گفت که فرزندی به نام مهدی داشته که چند سال پیش فوت کرده و قبری که تلویزیون ایران نشان داد متعلق به اوست. این قبر دو طبقه است که احمد در طبقه بالای آن دفن شده است.
    او افزود: “یک شب دیدیم تمام دوستان، آشنایان و فامیل زنگ زدند که اخبار ۲۰.۳۰ تلویزیون را ببینید. ما هم دیدیم که دوربین را برده اند سر قبر پسرم.”
    او در توضیح ماجرا گفت: “وقتی خواستند سنگ را بلند کنند سنگ شکسته بود و ما فکر کردیم حالا همین سنگ را بیاندازیم تا سنگ جدید حاضر شود.”
    منزلت محمدی گفت: “آنوقت دیدیم اخبار ۲۰.۳۰ دارد سنگ را نشان می دهد و می گوید ببینید این خانواده شیاد قبر پسرشان را که چند سال پیش فوت کرده را به دروغ می گویند قبر احمد است. واقعا آبروی ما را بردند. فامیل ها گفتند که می گویند احمد زنده است برای اینکه به حرف های ۲۰.۳۰ خیلی ایمان داشتند. البته الان فهمیدند که دروغ بود ولی آن زمان می گفتند شاید راست می گویند.”
    خانم محمدی گفت که برای مجاب کردن خانواده اش به کشته شدن فرزندش خیلی تلاش کرد و گفت دوستان احمد از جنازه او در غسالخانه فیلمبرداری کرده اند.
    او افزود: “در این ماجرا خیلی به ما صدمه خورد. ما می خواستیم کاری به اینها نداشته باشیم و واگذارشان کنیم به خدا. اما آبروی ما را بردند.”
    بهر حال بايد ماند و مبارزه كرد و سي مرغي باشيم كه همراه هم به سوي هدف نهايي حركت ميكنيم

  • محلل  در ژوئیه 7, 2010 در 8:42 ب.ظ.

    سلام.بدونه شرح:

    «دوستت دارم» را

    یک‌بار می‌گویم…

    صاعقه

    تکرار نمی‌کند خود را…

  • محلل  در ژوئیه 7, 2010 در 9:26 ب.ظ.

    راستی اگر در فیس بوک عضو هستی بگو تا اونجا بیشتر در ارتباط باشیم.به ایمیلم جواب بده:forkiosk@yahoo.com

    • اندیشه ممنوع  در ژوئیه 8, 2010 در 2:45 ب.ظ.

      سلام دوست عزيز
      عضو كه هستم اما فعلاً mozilla ام پاك شده،explorer هم تو ميل ام نمي ره.در اولين فرصت حتماً.
      موفق باشيد.

  • حامد  در ژوئیه 10, 2010 در 5:37 ب.ظ.

    من در جي ميل منتظرتونم
    اگر اتفاق خاصي نيفته من هر شب تا دير وقت اينترنت هستم

    • اندیشه ممنوع  در ژوئیه 10, 2010 در 8:43 ب.ظ.

      آقا حامد متاسفانه من در جي ميل امكان چت ندارم و dis able !!! ,يا به عبارتي بلوكه است!گر توانستيد من با همين آدرس در ياهو هستم.ممنون

  • حامد  در ژوئیه 10, 2010 در 9:47 ب.ظ.

    ايميلتون رو بذاريد
    من تو وبلاگتون پيدا نكردم

  • حامد  در ژوئیه 11, 2010 در 7:57 ق.ظ.

    زهرا خانم سلام
    دعوتنامه رو فرستادم
    با دقت مراحل رو جلو برو
    ازت يه امتحان ساده هم ميگيرند مواظب باش رفوزه نشي !
    اگه مشكلي داشتي من هستم بپرس
    هم ياهو و جي ميل
    چون ايميل ياهو رو نداشتم (شك داشتم)به جي ميل فرستادم فرق نميكنه
    هر دوتاشون يكيند

  • حامد  در ژوئیه 11, 2010 در 7:58 ق.ظ.

    89.4.20
    زهرا خانم سلام
    دعوتنامه رو فرستادم
    با دقت مراحل رو جلو برو
    ازت يه امتحان ساده هم ميگيرند مواظب باش رفوزه نشي !
    اگه مشكلي داشتي من هستم بپرس
    هم ياهو و جي ميل
    چون ايميل ياهو رو نداشتم (شك داشتم)به جي ميل فرستادم فرق نميكنه
    هر دوتاشون يكيند

  • فرشاد  در ژوئیه 11, 2010 در 11:12 ق.ظ.

    سلام بر آبجی گلم
    گفتم بیام سری بزنم خیلی وقته نیومدم…با حرفات کاملا موافقم…
    منی که روزی حداقل 3 4 ساعت خبرارو دنبال میکردم.وبلاگ مینوشتم الان دیگه اون شور و حالو ندارم…نه تنها من بلکه اکثرا همینطوری هستن حتی خود موسوی و کروبی
    متاسفانه فشار اقتصادی وارده به مردم و مشغولات فکری اینقدر زیاد شده که فرصتی واسه سیاست نمیمونه و این دقیقا یکی از ارکان سیاست در پیش گرفته شده ایران هست که میشه بگی دقیقا همون سیاست ایران باستان هست.بر اساس این رکن فشارهای اقتصادی فرهنگی اجتماعی به قدری زیاد میشه که دیگه فرصتی واسه سرکشی مردم در سیاست و غیره نمیمونه،ساده بگم مردم یکشون به دوشون بنده یا به قولی اگه میخوای عجم تو کارت دخالت نکنن گشنه نگهدار،عربو سیر….
    شاد باشی…بای

  • MAHTAB  در ژوئیه 11, 2010 در 12:23 ب.ظ.

    نيستييييي دخترم؟؟

  • MAHTAB  در ژوئیه 11, 2010 در 12:24 ب.ظ.

    ديگه فارسي زدم ببينم باز جرات ميكنه بزنه جفنگ!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.